السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

84

گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)

او سلطه و حب سيطره بر مردم است ؛ امرى كه بعد از آن هم از رفتارى كه با شيعيان امام على ( ع ) و ريختن خون‌هاى پاك آنان نمود و همچنين از اختلاف‌افكنىهاى او بين قبائل و بين مردم ، به وضوح بر همگان آشكار گشت . اين مسائل در خلال بيست سال حكومت جائرانه ولى به تدريج براى همهء مردم روشن شد . آن شخصى كه آن روز با امام حسن ( ع ) براى جنگ با سپاه شام خارج مىشد و نمىدانست كه براى چه مىجنگد ، ديگر امروز مىدانست كه با خط معاويه مىجنگد و اين چيزى نبود كه در آن روزهاى اول براى سپاهيان امام حسن ( ع ) آن را بتوان به شكل كاملى روشن كرد . بلكه آن هنگام كه امام حسن ( ع ) صلح نمود و دست خود را به لحاظ سياسى خالى كرد و ميدان را براى جولان اين طاغوت كه نقاب اسلام و صحابى پيامبر بودن به چهره زده بود ، باز كرد ، چهرهء كريه او بر همگان آشكار شد . حال در دوران امام حسين ( ع ) كه شكل و شرايط رهبرى و ماهيت حكومت اسلامى نزد افكار عمومى مردم آشكار شده بود ، چه مشكلى وجود داشت ؟ با مرگ معاويه مشكل و مرض ديگرى ظهور كرد ؛ مرضى كه در نتيجهء انحراف سقيفه اكنون سر باز كرده بود ، اين بود كه معاويه در خلال دوران بيست سالهء حاكميت ظالمانهء خود ، توانسته بود با استفاده از امكانات عظيم خود از طريق تطميع ، تشويق ، تهديد ، قتل و . . . به فاسد كردن ضمائر مردم بپردازد . مىدانيم كه زياد از اصحاب امير